تبليغاتX
::: حوض ماهی ها :::

::: حوض ماهی ها :::

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی / همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 20:17  توسط srmd_pixel@yahoo.com  | 

چه سخت افتد بر انسان سزای عشقبازی

نمی شود دل آسان به عشق غیر راضی

سزاکده تو بگشای که صد دل داده داری

سزای تو مرگ است که دل دگر نبازی

 

به کس روا ندانم دل و حکایتش را

دگر نمی پذیرم ز دل شکایتش را

حکایت دل من حادثه شکست نیست

ز چشم خود گرفتم حق عنایتش را

 

نگه مکن مسافر ، نگه مکن به راهم

نگه بشوی ز من تو ، زمن ز تکیه گاهم

نگه بشوی نه دل را که بسته است دو بالم

که با سکوت در باز شکسته شد نگاهم

 

سزای من چنین نیست ، سزای عشقبازان

کم از پی ات دویدم به پای عشق سوزان ؟

سزا ندانم این را ، سزای من از این به

که جان من بمیرد ، تو جان بسوزان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 19:51  توسط srmd_pixel@yahoo.com  | 

منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:21  توسط srmd_pixel@yahoo.com  | 

هيچ‌گاه ويتريني نداشته‌ام? تا دلم را در آن به نمايش بگذارم. در قامت يک فروشنده دوره‌گرد عاشق تو شدم. از اين روست که تمام خيابانهاي شهر? عشق مرا مي‌شناسند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:10  توسط srmd_pixel@yahoo.com  | 

من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:6  توسط srmd_pixel@yahoo.com  | 

آن شب که دلي بود به ميخانه نشستيم

آن توبه صد ساله به پيمانه شکستيم

از آتش دوزخ نهراسيم که آن شب

ما توبه شکستيم، ولي دل نشکستيم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 20:38  توسط srmd_pixel@yahoo.com  | 

یه مطلب قشنگ از http://12theateri.blogfa.com

سنگي را از كف رودخانه بردار...
سنگهاي كف رودخانه هميشه باطراوت و لطيف هستند.

چرا كه آنقدر دستان نوازشگر آب، سنگ سخت را نوازش مي‌كند كه سنگ نرم و لطيف مي‌شود.

خداوند هيچ سنگي را بي‌دليل در رودخانه قرار نداده.

اگر رودخانه‌اي بودي كه به سنگي سخت برخوردي يا اگر سنگي بودي كه در مسير رودخانه‌اي قرار گرفتي، خشنود و شكرگذار باش كه خداوند موهبت عاشقي را نصيب هر دل نمي‌كند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 21:25  توسط srmd_pixel@yahoo.com  | 

یه تعریف دیگه از زندگی

زندگي دفتري از خاطرهاست ...

يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ...

يک نفر همدم خوشبختي هاست ،

يک نفر همسفر سختي هاست ،

چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...

ما همه همسفريم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 20:39  توسط srmd_pixel@yahoo.com  | 

چقدر دیر کرده است!!!!!!!!

پرسيد که چرا دير کرده است ؟

نکند دل ديگري اورا اسير کرده است ؟

خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تاخير کرده است

گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است

خنديد به سادگيم آينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است

گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت : خوابي سالها دير کرده است

در ايينه به خود نگاه ميکنم آه عشق او عجيب مرا پير کرده است

راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 11:25  توسط srmd_pixel@yahoo.com  | 

از طرف دلا خانم

دلارام دلم! آرام من کو؟

در این باران غم، پس بام من کو؟

دلارام دلم کو؟ آن نگا کو؟

برین کشتی شکسته ،ناخدا کو؟

پس آن رویای دیروزی کجا رفت؟

اسیر باد پاییزی، چرا رفت؟

دلارام دلم دلتنگم از دل

که ای دل !پای رفتن مانده در گل

برای زخم جان، کو جان پناهی؟

دلم می سوزدو در سینه آهی

دلارام دلم !آرام من کو؟

درین باران غم پس بام من کو؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 18:43  توسط srmd_pixel@yahoo.com  |